سفارش تبلیغ
دستبند بلوتوث ویبره
جک و لطیفه - جک و لطیفه
 
 تعداد کل بازدید : 2578970

  بازدید امروز : 335

  بازدید دیروز : 1244

جک و لطیفه

[ خانه | ایمیل |شناسنامه | مدیریت ]

 

 

درباره خودم

جک و لطیفه
حسن علی مدنی[53]
پر از جک و لطیفه های زیبا

 

لینک به لوگوی من

جک و لطیفه

 

دسته بندی یادداشت ها

جبهه . جک . جنگ . دفاع مقدس . طنز . لطیفه .

 

بایگانی

لطیفه های از آب گذشته!!! [6]
لطیفه های از آب گذشته 2! !!!!!! [9]
لطیفه های از آب گذشته!!!! 3 [10]
لطیفه های از آب گذشته !!!3 [11]
بهار 1385
پاییز 1384 [2]
تابستان 1384 [6]
بهار 1384 [3]

 

اشتراک

 

 


جک و لطیفه

نویسنده:حسن علی مدنی::: چهارشنبه 28/11/83::: ساعت 1:46 عصر

ها، ها، ها ...!
قدرت
اولی: پدر من با یک دست، هر اتومبیلی را که بخواهد می تواند نگه دارد؟
دومی: دروغ نگو! مگر ممکن است؟
اولی: آخه پدر من افسر اداره راهنمایی و رانندگی است.


مسابقه
اولی: چرا اسب تو توی مسابقه برنده نشد؟
دومی: چون اسب من خیلی
با ادب است، به اسب های دیگری می گوید: اول شما بفرمایید.


استدلال منطقی!
قاضی: مرد حسابی، چرا از دیوار مردم بالا می روی؟
دزد: خب برای اینکه درهای خانه هایشان بسته است!


خواب و خوراک!
اولی: دیشب خواب دیدم یک ظرف ماکارونی خورده ام.
دومی: برای همین است که بلوز دستبافت نصف شده است!


بیماری
یک نفر می رود مطب دکتر و می گوید: «آقای دکتر، مشکل من این است که کسی مرا تحویل نمی گیرد!»
دکتر می گوید: «مریض بعدی!»


در کلاس فیزیک
معلم از دانش آموز پرسید: جسم شفاف چه جسمی است؟
دانش آموز جواب داد: جسمی که نور از آن عبور  کند.
معلم: دو تا مثال بزن!
دانش آموز: نردبان، غربال.


نظر یادتون نره!   اگر این وبلاگ کمی کاستی دارد به ما یادآور شوید تا آن را برطرف کنیم.


 



  • کلمات کلیدی :

  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    طنز دفاع مقدس!
    دوباره جک و لطیفه!
    داستان طنز
    اطلاعیه انجمن حمایت از حیوانات نجیب و شریف
    باز هم لطیفه!!!
    [عناوین آرشیوشده]


    [ خانه | ایمیل |شناسنامه | مدیریت ]

    ©template designed by: HASSAN ALI

    Forecast | Maps | Radar